http://www.up.vatandownload.com/images/q3fnundhjt5g1npu33il.gif

کودکانی خشونت‌ طلب پرورش دهیم

هویت ، خودپنداره و نگرش در مورد خود، موضوعاتی فردی اند؛ اینها بخشی از کودک تلقی می شوند. جنبه مهم دیگر کودک عواطف است. اصطلاحات احساسات، عواطف و تاثرات همگی برای توصیف قلمرویی از تجربه انسانی به کار می رود که از لحاظ ذهنی برای بسیاری از بزرگسالان روشن است البته روان شناسان معتقدند که درک عواطف چندان آسان نیست.


کودکان چگونه عواطف را یاد می گیرند؟

نظریه های رشدی شناختی و یادگیری اجتماعی در مورد اینکه چگونه کودکان از حالات عاطفی دوران شیرخوارگی به حالات عاطفی بزرگسالی می رسند مفاهیمی را ارایه می دهند. توانایی های شناختی و زبانی کودکان به تدریج که بیشتر شد درباره عواطف مفاهیمی کسب می کنند، قوانین فرهنگ خود را درباره بیان عاطفی می آموزند و وضعیت بدنی خود را نامگذاری می کنند.

یکی از این عواطف (یا در اصطلاح عامیانه هیجانات) خشم است که در یادگیری آنها اطرافیان و محیط اجتماعی و خانوادگی کودک بسیار موثر است.

مسلما هیچ کس دوست ندارد که فرزندی خشن و پرخاشجو تربیت کند و کودکش در آینده به‌خاطر این عصبی مزاج بودن، لطمات شدیدی را متحمل شود اما متأسفانه برخی از والدین خواسته یا ناخواسته با عملکرد تربیتی خود، فرزندشان را به سمت پرخاشگری و خشونت‌طلبی سوق می‌دهند و گاهی این والدین چشم باز کرده و می‌بینند نوجوانی عصبی و ناآرام روبه‌رویشان قرار دارد که دیگر قابل تغییر و کنترل نیست.

اگر شما به‌عنوان یک والد خوب بتوانید خشم‌های غیرمنطقی و غیرقابل کنترل را از صحنه زندگی خود حذف کنید، می‌توانید خلاقیت و شادابی و رضایت از زندگی را به وی هدیه دهید.
متأسفانه برخی از والدین خواسته یا ناخواسته با عملکرد تربیتی خود، فرزندشان را به سمت پرخاشگری و خشونت‌طلبی سوق می‌دهند

البته باید بدانیم که خشم، ناراحتی و عصبانیت بخشی از خلق و خوی هر انسانی است که اندازه آن در هر فردی متفاوت است ولی به‌طور کلی خشم سازنده می‌تواند به فرد کمک کند که برای به‌دست آوردن بهترین‌ها تلاش کرده و اراده بیشتری به خرج دهد، اما تشخیص این دو خشم از یکدیگر و انتخاب مسیر بعدی از عوامل بسیار مهم در تربیت کودکان است. متأسفانه برخی از والدین به‌طور ناخواسته خشم درون کودک خود را فعال ساخته و وجود او را به انباری از عصبانیت‌ها و بی‌قراری‌ها تبدیل می‌سازند.

در ذیل به چند نکته مهم اشاره می‌شود که انجام آنها سبب ازدیاد خشم غیرقابل کنترل در کودک می‌شود:

* کودک را از پذیرش مسئولیت ترساندن و کارهای او را تمام و کمال انجام دادن

* درصورت عصبانیت از عملکرد کودک، علت را به او نگفتن

* فضای خانه را پر از تنش و ناراحتی کردن

* تنبیه بدنی کودک

* مقایسه کودک با هم‌سن‌و‌سالانش حتی گاهی با کودکی خود.

* تشویق کودک برای انجام کارهای جنگجویانه و پرزد‌و‌خورد

* سعی در شکست دادن کودک با بحث و جدل‌های طولانی و تحقیر و مسخره کردن

* مسائل انضباطی را با خشم و نفرت همراه کردن

* بی توجه به حالت‌های عصبی کودک و به سادگی از کنار آنها گذشتن

* با تحکم و تحقیر با او صحبت کردن و ناتوان دانستن او در انجام کارها.
کودک

البته موارد فوق بخش کوچکی از صدها کاری است که والدین خواه‌ناخواه با انجام آنها سبب بروز رشد خشونت در کودک خود می‌شوند. وجود این موارد در محیط خانه سبب ایجاد ترس در کودک شده و اصولا همه افراد برای پوشاندن ترس‌های بی‌شمار خود از دیگران، رو به خشونت می‌آورند و کودکان نیز از این امر مستثنا نیستند، همچنین والدین باید در شیوه‌های انضباطی مخصوص خود دقت نظر کافی داشته باشند، زیرا گاهی این روش‌های نادرست انضباطی موجب افزایش خشم، ترس و ناامیدی در کودک می‌شود. این دسته از والدین معمولا خط‌ کشی‌های مرسوم خود را بدون آوردن دلیل به کودک گوشزد می‌کنند بی‌آنکه دقت داشته باشند که عدم ذکر دلیل موجه، باعث می‌شود که کودک با باید و نبایدهای بی‌شماری روبه‌رو شود که منطقی نیز جهت انجام یا عدم انجام آنها نمی‌داند و همین امر سبب سرکشی وی شده و در نهایت خشونت درون او را افزایش می‌دهد.

این مسئله در مورد معلمان نیز صادق است و گاهی فشارهای انضباطی بیش از حد مدرسه یا کلاس درس نیز باعث فوران این خشم در کودک می‌شود و والدین باید هوشمندانه به این مسئله توجه کرده و پیش از آنکه دنیای زیبای کودکانه فرزندشان خراب شود اوضاع را با صحبت با اولیای مدرسه و تغییر روش آنها تحت کنترل خود گیرند. همه ما دوست داریم که فرزندانمان، دنیا را از دریچه آرامش و منطق نگاه کنند و روزهای خوشی را تجربه کنند نه اینکه با خشم و نفرتی درونی رشد کرده و در سایه اضطراب‌ها و ناآرامی‌ها، روزگار خود را سپری کنند. برای دستیابی به چنین دنیای آرام و بی‌دغدغه‌ای باید به کودکانمان کمک کنیم تا خود، مدیریت سرنوشت خود را به دست گرفته و قادر به کنترل خشم‌های درونی باشند.

آموزش کنترل خشم به کودکان

کنترل خشم، یک مهارت در زندگی است و به کودکان باید چگونگی این کنترل را آموخت، بنابر این همانطور که والدین در یادگیری رفتار هیجانی خشم می توانند بر کودکان خود تاثیر بگذارند پس در آموزش روشهای کنترل خشم به کودکان نیز می توانند موثر واقع شوند.
به طور قطع خشم در بدن اكثر بچه‌های ایجاد یكسری تغییرات و پاسخ‌های فیزیكی می‌كند. ازجمله طپش قلب،درد معده، انقباض عضلانی ، لرزش و …لذا کودکان می‌توانند یاد بگیرند كه هم این واكنش‌های فیزیكی را بشناسند و تشخیص دهند و هم اینكه چگونه آنها را آرام بكنند

برای شروع بهتر است مهارت های حل مساله را به آنان آموزش دهیم به طور مثال به کودکان بیاموزیم که هنگام خشم چه کارهایی را می توانند انجام بدهند و مجاز به انجام چه کارهایی نیستند.

شکستن وسایل، فریادزدن بر سر دیگری، آسیب رساندن به خودشان و پرت کردن اشیا به در و دیوار از شمار کارهایی است که نباید انجام دهند و بر عکس دور شدن از موقعیت، کمک خواستن، حرف زدن درباره موضوع ناراحت کننده ، کشیدن یک نقاشی و… از موارد پیشنهادی به کودک در حین خشمگین شدن است .
کودک

در ضمن به طور قطع خشم در بدن اكثر بچه‌های ایجاد یكسری تغییرات و پاسخ‌های فیزیكی می‌كند. ازجمله طپش قلب،درد معده، انقباض عضلانی ، لرزش و …لذا کودکان می‌توانند یاد بگیرند كه هم این واكنش‌های فیزیكی را بشناسند و تشخیص دهند و هم اینكه چگونه آنها را آرام بكنند.

یكی از بهترین راه‌ها برای سازگاری با پاسخ‌های فیزیكی مضر دربرابرخشم این است كه یك كار فیزیكی دیگر را انجام دهند .

و در نهایت این که :

از آنجا که خشم بر اثر تکرار عادت می‌شود، شایسته است تا حد امکان از اموری كه باعث ایجاد خشم می شود پرهیز شود . باید به کودک آموخت چه هنگام خشمگین شود و چه وقت خشم خود را فرو نشاند. کودک باید یاد بگیرد که چگونه خشم خود را به شیوه‌های مطلوب بیان کند نه اینکه از اظهار آن خودداری کند . برخورد با اوضاع خشم آور که از حد بگذرد به شخصیت کودک (موقتی و یا برای همیشه) لطمه می‌زند . شیوه کنار آمدن با موانع زندگی به سن و تجارب گذشته كودكان بستگی دارد.

بخش خانواده ایرانی تبیان

شما میتوانید دیدگاهی بگذارید، یا بازخوردی از سایتتان.

دیدگاهی بگذارید

عضو خوراک مطالب شوید مرا در توییتر دنبال کنید!