http://www.up.vatandownload.com/images/q3fnundhjt5g1npu33il.gif

مرد جوان، قربانی هوس‌های شیطانی

مرد جوان، قربانی هوس‌های شیطانی
من ليوان شربت را سر کشيدم و منتظر بودم تا زن جوان برگردد ولي ناگهان سرم گيج رفت و ديگر نفهميدم چه اتفاقي افتاد. وقتي به هوش آمدم خودم را در وضعيت بسيار ناجوري در داخل آن خانه ديدم. بلند شدم تا از آن جا فرار کنم. در اين لحظه زن جوان با لبخندي شيطاني صدايم زد و گفت: از حضور تو در خانه ام فيلمبرداري کرده ام و اگر تنهايم بگذاري آبرويت را مي برم.

خراسان: مرد جوان در حالي که بسيار عصباني به نظر مي رسيد و قطرات اشک چشمانش را خيس کرده بود گفت نمي خواهم غلام هوس هاي شيطاني ات بشوم. در اين لحظه زني که همراه او بود سر را تکاني داد و با حالتي تهديدآميز گفت: حساب تو را کف دستت مي گذارم و امروز بايد تکليفم را روشن کني. جناب سروان، اين آقا با سوء استفاده از صداقتم سرم را کلاه گذاشته است.

مشاجرات اين زن و مرد جوان باعث شد تا پرونده براي بررسي بيشتر به دايره اجتماعي کلانتري ۳۵ مشهد ارجاع شود. مرد جوان در گفت وگو با کارشناس مشاوره کلانتري گفت: ۲۸ ساله هستم و به تازگي با دختر عمويم نامزد شده ام. سال ها قبل پدرم را در حادثه اي از دست دادم و مادرم با سعي و تلاش و کارگري در يک کارخانه شرايطي فراهم کرد تا ادامه تحصيل بدهم و به دانشگاه بروم.

پس از آن که فارغ التحصيل شدم مدتي بيکار بودم تا اين که مادرم به دادم رسيد و با فروش طلاهايش برايم خودروي سواري خريد تا به طور موقت با آن مسافرکشي کنم.با اين که درآمد چنداني نداشتم اما به آينده اميدوار شده بودم و نقشه هاي زيادي در سر داشتم ولي افسوس که زني شياد در مسير راه زندگي ام قرار گرفت و همه آرزوهاي مادرم را با اشتباهي بزرگ به باد دادم.

مرد جوان آهي کشيد و افزود: ماجرا از اين قرار است که يک روز خانمي جوان خودروي مرا دربست کرايه کرد. من او را به نشاني مورد نظرش رساندم اما اين زن جوان که مثل شيطان خود را بزک کرده بود و پوشش نامناسبي هم داشت وقتي که جلوي خانه اش از خودرو پياده شد از من خواست تا ساک مسافرتي اش را به داخل خانه ببرم. که اين کار را کردم مي خواستم خيلي سريع از آن خانه لعنتي بيرون بيايم اما زن جوان در حالي که يک ليوان شربت در دست داشت جلو آمد و گفت: اين شربت را نوش جان کنيد تا مبلغ کرايه را برايتان بياورم.

من ليوان شربت را سر کشيدم و منتظر بودم تا زن جوان برگردد ولي ناگهان سرم گيج رفت و ديگر نفهميدم چه اتفاقي افتاد. وقتي به هوش آمدم خودم را در وضعيت بسيار ناجوري در داخل آن خانه ديدم. بلند شدم تا از آن جا فرار کنم. در اين لحظه زن جوان با لبخندي شيطاني صدايم زد و گفت: از حضور تو در خانه ام فيلمبرداري کرده ام و اگر تنهايم بگذاري آبرويت را مي برم.

مرد جوان افزود:با زني که ۹ سال از من بزرگ تر بود ازدواج موقت کردم و تقريبا نصف درآمد ماهيانه ام را به او مي دادم تا صدايش درنيايد اما با وجود آن که ۲ سال از اين ماجرا مي گذرد و قرارداد صيغه نامه ما هم تمام شده است او دست بردار نيست و حالا متوجه شده ام يک برگ چک از دسته چکم برداشته است و با نوشتن مبلغ ۵ ميليون تومان روي آن چک ادعا مي کند که طلبکار است.

شما میتوانید دیدگاهی بگذارید، یا بازخوردی از سایتتان.

دیدگاهی بگذارید

عضو خوراک مطالب شوید مرا در توییتر دنبال کنید!