http://www.up.vatandownload.com/images/q3fnundhjt5g1npu33il.gif

آنچه جوانان دختران و پسران جوان باید بدانند

در گـذشـتـه , بـعـضـى از عـلـمـاى بزرگ ما, دوران بلوغ و تكلیف را براى نوجوانان خود جشن مى گرفتند و بزرگان را دعوت نموده و در مراسم باشكوهى از او به عنوان یك فرد بالغ نام برده و حـضـار مـجـلـس به او تبریك مى گفتند, به او این طور مى فهمانیدند كه این مرحله از زندگى شـمـاسرآغاز حیات با ارزش و جدیدى است كه همانند سایر بزرگسالان رشد یافته , مورد خطاب خداوند قرار مى گیرى و مسوولیت پیدا مى كنى و بایدخود تصمیم بگیرى , تو دیگر بزرگ شده اى , دررفـت و آمـدهـا, در نشست و برخاستها و در ارتباط بادیگران باید حریم و حدود الهى را رعایت كنى ب وبدین سان با او به عنوان یك شخصیت رشد یافته , رفتار مى كردند.

همین امر به پرورش و رشد روحى و روانى او كمك مى كرد و كم كم او را براى پذیرفتن وظایف پر مسوولیت زندگى آینده آماده مى ساخت .سـیـدبـن طـاووس (یـكـى از برجسته ترین علماى قرن ششم هجرى كه توفیق تشرف به خدمت حضرت ولى عصر(عج ) را داشته اند) درباره دوران بلوغ و تكلیف فرزندش خطاب به وى چنین مى گـویـد: اگر من با مراحم و عنایاتى كه خداوند, مرحمت فرموده , زنده بمانم , روز تشرف تو را به سن تكلیف (بلوغ ) عید قرار مى دهم و150 دینار, صدقه خواهم داد.

اگـر بـلوغ تو فرا رسد با این كار, قیام به خدمت حضرتش خواهم كرد, زیرا مال از اوست و من و تو بنده او هستیم .پس اى فرزندم محمد! به یاد عظمت مقام و كمال و بخشندگى حضرتش باش كه در این هنگام به تو اهمیت داده و فرشتگانش ((32))را به سوى توفرستاده تا اعمال عبادى را حفظ نمایند و در روز حساب , گواه بر تو باشند.پس در دوران بلوغ و رشد خود, حق آنان را ادا كن و طاعت الهى را به جاى آور! در اوقات زندگى خـود بـا ایـشان به خوبى و نیكى مصاحبت وهمنشینى كن , بطورى كه غیر از خوبى و زیبایى از تو چیزى نبینند و نشنوند.

اگر گاهى غفلتى از تو سر زند و از یاد خدا غافل شوى , فورا توبه كن و بدون تاخیر, در مقام جبران آن بر آى و صدقه بده , كه صدقه , آتش گناه راخاموش مى گرداند.

و چون به سن و سالى كه خداوند جل جلاله تو را به كمال عقل مشر ف فرماید, برسى و صلاحیت و شایستگى سخن گفتن و روبه رو شدن (درنماز) با حضرتش را به تو عطا كند و شایستگى ورود به ساحت قدسى اش را به اطاعت و بندگى به تو مرحمت فرماید, آن روز را در نظر بگیر وتاریخ آن را یـادداشت كن و آن را از بهترین و بزرگترین اعیاد خود قرار بده و هرساله در آن روز تجدید شكر خدا بنما و صدقه بده و بیش از پیش به طاعت خداوند بپرداز ((33))

!.

كشمكشهاى درونى و عوامل مهیج بیرونى

در انسان كششها و تمایلات مختلفى وجود دارد.خـداونـد ایـن كـششها و تمایلات و غرائز طبیعى را براى هدف و مقصودى عالى در وجود بشر به ودیعت نهاده است .جوان در این مرحله از دوران زندگى خود, علاوه بر میل به غذا و استراحت و غریزه جنسى , مجهز به قوه عقلانى است .قوه تعقل و تفكر او در این زمان از جهت آمادگى براى فعالیت به كمال خود مى رسد ((34)).

جـوان نـبـاید به همه خواسته ها و تمایلاتى كه در ذهن و خاطره اش وارد مى شود, بلافاصله جامه عـمـل بـپـوشـاند, بلكه باید در كارها, پس از تفكر واندیشه كافى و بررسى همه جانبه آن , عاقلانه تـصـمـیـم بگیرد, زیرا نفس انسانى همواره از سویى در معرض دعوت به كارهاى خیر و عقلانى و ازسوى دیگر در معرض وسوسه به كارهاى شر و شهوانى قرار دارد ((35)).

كسى در این صحنه نبرد و مبارزه داخلى پیروز مى گردد كه جانب عقل را مراعات كند.

در قرآن كریم تاكید فراوانى درباره اندیشیدن در كارها و تعقل نمودن در امور, شده است ((36)).بـا بـروز تـمـایـلات جـنـسـى در این دوران , جوان بیشتر مورد هجوم وسوسه هاى شیطانى قرار مى گیرد و به همین جهت است كه تكلیف پیدا مى كند,لذا پاك ماندن جوان در این دوران , ارزش فراوان دارد.در حـدیـثـى آمـده است كه خداوند به جوان پرهیزگار مباهات مى كند وبه ملائكه مى فرماید: به بنده ام نظر كنید كه شهوتش را به خاطر من ترك كرده است ((37)).

جـوان در ایـن دوران بـا مـسـائل و حـوادث گـونـاگونى روبه رو خواهد شد و براى بارور شدن شخصیتش در معرض آزمایشهاى فراوان الهى قرار خواهدگرفت , در محیط زندگى او زمینه هاى بسیارى براى رشد و سعادت و یا سقوط و شقاوت پیش خواهد آمد.

او بـا افـراد آلـوده و بى بندوبار و منحرف , مواجه خواهد شد و در معاشرتهاى روزانه ممكن است با پـسـران جـوانى روبه رو گردد كه عفت اخلاقى وضوابط شرعى را رعایت نمى كنند, لذا موقعیتى بـراى انحراف جوان فراهم مى شودب دختر جوان در این هنگام باید كاملا هوشیار باشد و قدر عفت وپـاكـى و سـلامت روانى خود را بداند و دامن خود را آلوده نسازد و زمینه را براى نگاههاى آلوده جوانان بى بندوبار و هوسباز فراهم نكند, بلكه بایدخویشتن دارى كند.

دختر, مادام كه دختر است باید رفتارى دخترانه داشته باشد و در خانه و اجتماع با ظاهرى ساده و بـدون آرایـش و تزیین حاضر شود, اینك وقت تلاش و تحصیل شماست و زمانى كه بزرگ شدید و تـشـكـیـل خـانواده دادید, آن وقت مطابق با اقتضاى زندگى خانوادگى باید به خود بپردازید و درخانه همانند یك زن , زندگى كنید.بـنـابـر ایـن اولـین قدم اساسى و عملى در كنترل خواسته ها وهوسهاى نفسانى مراقبت از نگاه و بى بندوبارى است .

قرآن همان طور كه مردان را از نگاه به زنان نهى مى كند, زنان را نیز از نگاه كردن و خیره شدن به مـردان منع مى نماید و صریحا هشدار مى دهد: به زنان مومن بگو كه چشمهاى خود را (از حرام ) و دامن خود را از آلودگى , نگاه دارند ((38)).نـگـاه در واقـع , مـقـدمـه اشـتغال فكر به عواقب و خاطرات مربوط به آن است , زیرا پس از نگاه , صـحنه هاى مهیج در ذهن باقى مى ماند و احساسها واراده انسان را تحت تسلط خود در مى آورد و انسان , تابع شهوات خود مى گردد.

باید دختر را از شركت در بعضى از برنامه هاى تفریحى یا میهمانى هایى كه او را اجبارا به رفت و آمد و بـرخـورد با نامحرمان وادار مى سازد, منع كرد, زیرا این برخوردها اولین زمینه اختلال روحى و انحراف او را فراهم مى سازد.عامل دیگرى كه نقش بسیار موثرى در تحریك میل جنسى دارد, نیروهاى تخیل و فكر است .

نـیـروى تـخـیـل كه خداوند آن را براى بالندگى فكرى و آفرینندگى هنرى در وجود انسان به ودیـعـت نـهـاده است , در دوران جوانى , ممكن است موردسؤ استفاده قرار گرفته و تحت تاثیر و تـسـلط غریزه جنسى و وسوسه هاى شیطانى , درس و تحصیل را رها كرده و به دنبال ایجاد روابط ناسالم باشد.

در بـعضى موارد حتى نفوذ یك فكر و خیال هوس آلود, آن هم براى یك لحظه ومشغول شدن فكر بـه آن , كـافـى اسـت كـه انـسان را از حالت طبیعى خارج كرده و میل جنسى او را تحریك نماید, بـنـابـرایـن بـایـد هـمان طور كه چشم خود را از نگاه هاى بى مورد و حرام باز مى داریم , اندیشه و خیال خود را نیز از هرگونه تصور بى مورد و حرام نگه داریم و به محض خطور چنین فكرى , خود را با فكر دیگرى مشغول سازیم و سعى كنیم فكر قبلى را كاملا فراموش نماییم ((39)).

بـنابر این براى این كه جوان از چنگال این تمایلات و كششها رهایى یابد و عقل و منطق بر سرتاسر وجـودش حـاكـم و فـرمـانـروا بـاشـد, لازم است كه بااجتناب و دورى از برخوردهاى نامشروع و زمینه هاى انحراف به عقل میدان دهد و آن را با ایمان به خدا و انجام نیایش و عبادت , تقویت كند تا بتوانددر مقابل تمایلات درونى و كششهاى بیرونى , خود را كنترل نماید و تسلیم چشم و گوش بسته آنها نشود.

دیدگاه واقع بینانه .

بـیدار شدن غریزه جنسى در نوجوان , نباید مورد سؤ استفاده افكار و اندیشه هاى غلط واقع شود و به آن به عنوان یك پدیده زشت و آلوده وانحراف آمیز نگاه شود.همان طور كه گفته شد, بروز و ظهور میل جنسى , خود آیت و نشانه اى از طرف خداوند است كه بـه مـنـظـور بقاى نسل در وجود بشر نهاده شده وداراى هدف و مقصدى عالى و هماهنگ با كل نظام آفرینش است .

آشـكـار شـدن غـریـزه جـنسى در جوان و بالغ شدن وى به معناى این نیست كه او از همه جهات كاخـلاقـى , اجـتـمـاعى و اقتصادى ك پا به مرحله بلوغ نهاده و آمادگیهاى لازم را براى ازدواج و تـشـكـیـل خـانـواده , پـیدا كرده است , بلكه او باید مدت زمان دیگرى را صبر كند تا از هر جهت , پختگى مناسب را براى تشكیل زندگى مشترك زناشویى به دست آورد.

در واقـع ظهور غریزه جنسى , در سنین نوجوانى , به منزله بشارتى است ك در جهت رشد طبیعى فـردى جـوان ك كـه در آیـنـده اى نه چندان دور, اومى تواند همانند هر انسان بزرگسالى تشكیل خانواده دهد.جوان نباید بیش از این درباره غریزه جنسى و مسائل زندگى زناشویى , جستجو و تحقیق كند, چرا كـه پـى گـیرى بیش از حد و تخیل و اندیشیدن بیش از اندازه در این باره , موجب انحراف فكرى , اختلال روانى و از بین رفتن آرامش روحى و عدم توفیق در درس و تحصیل خواهد شد.

جـوان بـایـد ارزش فرصتهاى دوران جوانى را بداند و با برنامه ریزى دقیق و حساب شده , درطول زندگانى خود, حداكثر بهره بردارى را از آن بنماید.دانـشمندان بزرگ , بیشترین موفقیت خود را, مرهون بهره گیریهاى صحیح از دوران جوانى خود مـى دانـنـد و بـا مطالعه و كسب تجربه هاى فراوان واندوختن دانشهاى بى شمار كدر هنگام میان سالى ك از آنها نتایج پربار علمى گرفته اند ((40)).

جـوان بـایـد هـوشیار باشد و در كارها و فعالیتهاى روزانه به عقل خود میدان دهد و بر عواطف و احساسها و غرایز خود تسلط یابد تا بتواند مسائل رادرست ارزیابى كند.بـایـد ریشه تمایلات و خواسته هاى خود را بررسى نماید, اگر موافق عقل و قوانین شرع بود آن را دنبال كند وگرنه از انجام آن كار, صرف نظرنماید.در این مرحله از زندگى باید بیش از پیش با خداى خود انس و الفت پیدا كند و در نیایشهاى خود از او یـارى بخواهد, زیرا انسان در هیچ زمانى درطول دوران زندگانى خود, تا این حد مورد توجه خداوند نیست .

ابتداى بلوغ , نوجوان هنوز مرتكب گناه و معصیت نشده , صفحه دلش پاك و بى آلایش است , اگر هم خطایى مرتكب شود, توبه اش زود مورد قبول خداوند واقع خواهد شد.بـیـشـتر توفیقات دانشمندان و علماى ارزشمند, بر اثر پاك زیستن در دوران جوانى است , در این دوران بـوده كـه رابـطـه خـود را بـا خالق خویش ,مستحكم كرده و به مقامهاى عالى روحى نایل گردیده اند.

جنگ ایران و عراق حوادثى را پیش آورد كه عملا نشان داد, انسانهاى پاكى كه در عنفوان جوانى با عـشـقى سرشار و قلبى مملو از ایمان به خدا, درفعالیتهاى اجتماعى و مردمى خود, با دلى شاد و لـبـى خـنـدان و تلاشى خستگى ناپذیر, در صحنه هاى نبرد حق علیه باطل , چگونه انجام وظیفه كـرده وبـه كارهاى سازنده اى دست زدند و با درایت كامل به سوى كمال نهایى و قرب الهى پیش رفته و ره صد ساله را یك شبه طى نمودند.

نظم در جوان

وجـود نـظـم در زنـدگـى جوان یكى از مسائل بسیار مهم بوده و موفقیت او در آینده تحصیلى , مـرهـون رعایت كامل نظم و ترتیب در زندگى اش مى باشد, انسان در سایه نظم بهتر مى داند كه چگونه زندگى كند, چطور از اوقات فراغت خود به نحو شایسته اى بهره بردارى نماید.

مـنـظور از نظم و ترتیب , انجام كارها و اعمالى است با هدف معین كه از وحدت و هماهنگى لازم برخوردار باشد, بطورى كه با رعایت آن , انسان بتواند در مراجعه و دستیابى به كارها و موضوعها و وسائل و اطلاعات , دچار سردرگمى و اتلاف وقت نگردد.

رعـایـت مـقـررات و قوانین جارى در زندگى و قرار دادن هر چیزى در جاى معین خود و انجام دادن هر كارى در وقت و زمان خود, نمونه اى از نظم است .نـظـم در زنـدگـى , دامـنه اى وسیع دارد و همه مسائل زندگى ازقبیل : لباس پوشیدن , نظافت كـردن , خـوردن , خـوابیدن , مسواك زدن , معاشرت بادوستان و فامیل و همچنین چیدن وسائل و نـوشـت افـزار و كـتـابهاى خود در جاى معین , مطالعه كردن , حفظنمودن اطلاعات , فراگیرى معلومات , تفكركردن وب را شامل مى شود.

جوان باید بداند كى باید بخوابد, كى بیدار شود و چه وقت مطالعه كند و چه موقع , تفریح و ورزش نماید و چه زمانى كارهاى محوله خانه را انجام دهد.مـكـان و زمان هر چیزى را به موقع تشخیص دهد و برایش برنامه ریزى كند, هر چیزى را به جاى خود بگذارد تا هنگام مراجعه به آن دچارسردرگمى و آشفتگى نشود.قـواى ذهنى و عقلى جوان در سایه نظم , ترتیب منطقى یافته و سبب موفقیتهاى درسى در آینده خواهد شد.

از طـرفـى در سـایه نظم , زندگى تحت قاعده در مى آید و فعالیتها و كارها نظام پیدا مى كند و با راحتى بیشترى انجام مى پذیرد.مشكلات سریعتر حل مى شود و جوان از آشفتگى در كارها و مطالعه مطالب تكرارى , بخصوص در دروس تحصیلى رهایى مى یابد.هـدف عـمـده نـظـم در زنـدگـى , بهره گیرى و صرفه جویى در وقت و داشتن ضابطه و معیار صحیحى براى اندوختن اطلاعات در ذهن است .

رعـایـت نـظـم و تـرتیب در زندگى روزمره از جهت روانى سبب مى شود كه جوان , حتى هنگام تـحـصـیـل و فراگیرى دانش , اطلاعات علمى خود راتحت قاعده و نظم , فراگیرد و یادگیرى بطور منظم صورت پذیرد, بطورى كه مطالب , منسجم و به ترتیب در خزانه حافظه جایگزین شود و هـرگـاه شخص بخواهد به اطلاعات قبلى خود مراجعه كند, به راحتى و به سرعت , اطلاعات و مطالب در ذهنش حاضر شود.

ایـن مساله در آینده جوان , تاثیر بسزایى دارد, بخصوص در دوران تحصیل , هنگامى كه مى خواهد خود را براى امتحانات آماده سازد.هـمـچـنین رعایت نظم اصولا در سلامتى فكر و صحت جسم و اعتدال روح و روان انسان , بسیار موثر است .به سبب رعایت كردن نظم , جوانان افكارشان شكل مى یابد و زمینه ابتكارات و خلاقیتهاى هنرى , علمى و فرهنگى در آنها فراهم مى گردد.

بـى نـظمى در جسم و جان آثار ناگوارى بجا مى گذارد و خارج شدن از قاعده طبیعت , عوارض منفى در رفتار آدمى ایجاد مى كند.نظام آفرینش بر اساس نظم و ترتیب بنا شده است و بر اساس نظم , جریان دارد.رعـایـت نظم , موجب هماهنگى انسان با طبیعت گردیده و در این راستا انسان از جهت روحى و روانى از سلامت و آرامش خاصى برخوردارخواهد بود.

مـعـمولا افراد بى نظم در زندگى عصبانى و رفتارشان غیر عادى و نامتعادل است , زیرا بى نظمى خود در عكس العمل هاى روحى و اخلاقى آنان تاثیرمتقابل داشته و سبب تضعیف اراده و زمینه ساز عوارض و ناكامیهاى فراوانى در تحصیل آنان خواهد شد.تـجـربـه نشان داده است كه بى نظمى در فعالیتهاى حركتى و هوشى و عاطفى تاثیر منفى دارد, بخصوص عكس العمل هاى آن در دوران بلوغ به صورت حادترى ظاهر مى گردد.

بـى نـظـمى سبب اتلاف وقت و ضایع شدن عمر و احساس ناراحتى و ایجاد روحیه شك و تردید و دمـدمـى بـودن مزاج گردیده و خلاصه آثارنامطلوبى در شخصیت فرد بجا مى گذارد, به همین جـهت است كه نظم در كارها و امور زندگانى از دیدگاه مولاى متقیان على (ع ) آن قدر اهمیت داردكـه در آخرین لحظه هاى حیات خود ككه معمولا حساسترین و پر اهمیت ترین سخنها گفته مـى شـودك در قـسمتى از سفارشهاى خود, خطاب به دوفرزند عزیز خویش (امام حسن (ع ) وامام حسین (ع ) و همه جوانان آینده ) مى فرمایند: سفارش مى كنم به شما و همه فرزندانم و خانواده ام و (همه )كسانى كه سخن من به آنان مى رسد: به رعایت تقوا و نظم در كارها ((45)).

روابط جوانان با والدین

شما جوانان عزیز باید به خاطر داشته باشید كه والدین شما انسان معصوم نیستند.بنابر این هم داراى صفات برجسته و نیك و هم داراى نقاط ضعفند, حال اگر نقاط ضعف آنها در خـصـوص كـار شـمـا و یا در طرز رفتارشان با شماآشكار شود, بهتر این است كه با واقع بینى با آن برخورد كنید و این نقص را طبیعى بدانید.در ضمن خصلتهاى برجسته و نیك آنان , محبت پاك و بى آلایششان به شما, بخصوص مواظبتى را كه از ابتداى طفولیت تا كنون درباره شماداشته اند, از نظر دور ندارید و آن را بخاطر داشته باشید و همواره از آنان قدردانى نمایید.

بـه هـر حال در جامعه , امكانات زندگى و تحصیل براى همه یكنواخت و یكسان نبوده و بعضى از والدین , آگاه به این مسائل نیستند و یا آموزش لازم را در این باره ندیده اند و آشنا به مسائل جوانان نمى باشند و به رفتار و كردار صحیح , آگاهى ندارند.از طـرفـى بـایـد بـا كمال میل و رغبت از راهنماییها و اندرزهاى دلسوزانه و مفید آنان كه حاصل چـنـدیـن سـال تـجربه گذراندن عمر است , بهره گیرید و درمواقعى كه احیانا با شما برخوردى تـنـدمـى كنند, چشم پوشى نمایید و از خود, خونسردى لازم را نشان دهید, اگر هم لغزشى دارند محترمانه و بطورغیر مستقیم به آنان گوشزد نمایید.

همچنین شما دختر جوان باید در زمینه بهداشت بدن با مادرتان مشورت كنید و از تجربیات مفید او در زمینه هاى مختلف بهره جویید.هـرگـز نـگـذارید كه والدین از شما آزرده خاطر شوند, چرا كه در قرآن مجید سفارشهاى زیادى دربـاره احترام به پدر و مادر شده است و حتى دربرخوردها از گفتن كوچكترین سخن نامناسب , چون اف ((47))كه حاكى از تنفر و دلتنگى از آنان است , به شدت نهى گردیده است .

دختر جوان و پوشش

دخـتـران جـوان اگـر بـه سعادت خویش علاقه مند باشند باید از خودآرایى و خودنمایى در برابر مردان نامحرم خوددارى كنند.به تجربه , دیده شده كه دختران ناآگاه و ضعیف النفس بیشتر به خودآرایى و خودنمایى مى پردازند و سعى دارند كه ظاهرى دلفریب از خود نشان دهند و از توجه به شخصیت واقعى و باطنى خود و كمالات روحى غفلت ورزند.غفلت از یاد خدا و ورود به گناه كم كم زمینه را براى انحطاط و ابتذال آنها فراهم مى سازد.

حـجـاب ارزشـى اسـت كه رعایت آن به دختر, پاكى و سلامتى مى بخشد, او را همچون گوهرى درون صدف از شر آفتها, وسوسه ها و آلودگیهامصون نگاه مى دارد و به خدا نزدیك مى گرداند.

كسانى كه به بى حجابى و بدحجابى دست مى زنند, اكثرا نمى اندیشند و تعقل نمى كنند و تنها آلت دست وسوسه هاى نفسانى خود قرارمى گیرند.خودنمایى و خودآرایى در صحنه اجتماع به شخصیت عفیف زن لطمه وارد مى سازد.

بـا وقـار بـودن دخـتـر و رعایت نمودن حریم بین محرم و نامحرم به او اصالت مى بخشد و او را در دیدگان همه قابل تعظیم و احترام مى گرداند.حجاب در واقع , مصونیتى است براى دختر جوان كه او را از فروریختن شخصیت , نجات مى بخشد و از طرفى پسران جوان را از خطر انحراف باز مى دارد.در جـوامـعـى كـه بـى حـجابى را ترویج مى كنند,

دختران بازیچه دست قدرتهاىاستعمارگران مى شوند, بطورى كه از استوارى شخصیت و تقدس وعفتى كه شایسته یك دختر پاكدامن و عفیف است تهى مى شوند.تـجربه نشان داده است كه مراعات حجاب در میان دختران موجب حراست و سلامت روحى و نیز موفقیت آنان در زندگى آینده است .عـفـت و حیا در زندگى انسان به قدرى اهمیت دارد كه پیامبررمى فرمایند: الحیا هو الدین كله , حیا تمام دین است .

وامام صادق (ع ) مى فرمایند: لا ایمان لمن لا حیا له , كسى كه حیاندارد, ایمان ندارد.استفاده از لباسهاى تنگ و عریان نمودن بخشى از بدن و در معرض دید نامحرم قرار دادن , علاوه بر مضرات بهداشتى آن , عفت و حیاى دختر راخدشه دار مى سازد و مقدمات دورى از مبدا آفرینش را فراهم مى آورد.

دخـتـر جـوان بـا رعایت حجاب , خود را به خدا نزدیك مى كند, زیرا به كمك آن , امنیت و آرامش مى یابد و افراد هرزه و لاابالى و منحرف را ازنگاههاى آلوده محروم مى سازد.دخـتـرعفیف و پاكدامن , فطرتا از این كه به دیده شهوت آلود و هوس انگیز به او نگریسته شود در رنج و ناراحتى است و اگر دخترى این خصوصیت و حالت را نداشته باشد و حاضر باشد كه بخشى از مـوى خـودرا نـامـحـرم بـبـیـنـدو هـمـچـنین از آن كه مورد بهره بردارى چشمهاى آلوده و هوس انگیزقرار گیرد, رنج و نفرتى احساس نكند, باید بداند كه از فطرت سالم خود فاصله گرفته اسـت و با آلودگى نگاههاى بیگانه , خو پیدا كرده و به سراشیبى سقوط و فساد نزدیك گردیده و ارزشهاى انسانى را از دست داده است .

از طـرفـى دخـترى كه حریم حجاب را رعایت كند و خود را از دسترس نامحرمان دور نگاه دارد, همچون گوهرى با ارزش در درون صدف , ارزش و احترام خود را در نزد همگان افزایش داده و از ابتذال در امان مانده است .پـسـران جوان نیز هر چند لاابالى و بى بندوبار باشند, باز در عمق روح خود براى دخترانى , ارزش قـائلند كه در دسترس و پیش پا افتاده و بى بندوبارو بزك كرده نباشند و در درون خود این گونه دختران را مى ستایند.

عـفـت و حیا از خصوصیات فطرى آدمى است , چرا كه نظام آفرینش براى پاسدارى و نگهدارى از ایـن گـوهـر گـرانبها و ارزشمند و همچنین براى حفظ مقام و موقعیت زن , زیبایى اش را در این مى بیند كه او, همچون گوهرى قیمتى درون صدفى از هر گرد و غبار و آفات و آلایشى و به دور ازدسـتـرس این و آن باشد, چرا كه شئ قیمتى را معمولا دور از دسترس همگان در یك جاى امن نگهدارى مى كنند, ولى وسائل كم ارزش همیشه جلو دست و پا است .

بـیـشـتـر بـانوان به تجربه دریافته اند: زمانى كه زن از درون این صدف قیمتى خارج شده , لطمه بـزرگى به شخصیت والاى خویش و جامعه وارد ساخته و همواره در اجتماع , موجب سؤ استفاده مردان پست و هرزه و نیز مایه لعن و طعن و تحقیر اكثر مردم واقع شده اند.دخترى كه زیور خود را تنها در كانون گرم خانواده بپوشد ودر بیرون از خانه و اجتماع با متانت و وقـار و پـوشـیـدگـى ظاهر شود, هم در بین اعضاى خانواده عزیز و گرامى است و هم در چشم دیگران ارزشمند.

اگـر دخـتـرى پـا را از حـریـم عـفـت و حـجاب بیرون بگذارد نه تنها اولین ضربه را به زندگى خـانـوادگـى خود فرود آورده , بلكه گناه بزرگى را مرتكب شده است و نسل جوان پسر را كه در آیـنـده بـه حـال خـود و اجـتماع مفید خواهند بود, در معرض تباهى و سقوط قرار داده است و با انحراف آنان , ضربه اى مهلك به آینده جامعه خود خواهد زد.

تـجـربه هاى تاریخى گذشته به ما نشان داده كه دشمنان ملتها هرگاه كه خواسته اند نسلى را از درون تـهى كنند و سرمایه كشورى را غارت نمایند وذخیره ها و گنجینه هاى آن كشور را به یغما ببرند, از این راه وارد شده اند.وقـتـى رضاخان توسط انگلیس بر ایران مسلط شد, یكى از ماموریتهایش این بود كه كشف حجاب كند.

آتاترك هم كه عامل بیگانه در تركیه بود همین سیاست را در پیش گرفت .در الجزایر نیز به همین حیله متوسل شدند.البته باید هوشیار بود كه در هر زمان , شكل این توطئه فرق مى كند.در این زمان ممكن است از طریق زور و قلدرى وارد نشوند, بلكه با حیله ها و فریفتن نسل نو, تحت عـنـوان تجدد و تمدن و علم و عناوین ظاهرفریب دیگر, كارى كنند كه نسل جوان با رضا و رغبت پذیراى این بدحجابى شود.

خویشتن دارى جوان

ارزش هـر انـسـانـى قـبل از هر چیز به میزان دلبستگى او به آرزوها و اهداف زندگى اش مربوط مى شود.مـقـیـاس تـعادل او بستگى دارد به این كه حقیقتا او تا چه اندازه بر اعصاب خود, مسلط بوده و از اعتماد به نفس برخوردار است .هـنـگـامى جوان مى تواند خود را صاحب اراده اى قوى فرض كند كه بتواند در مقابل خواسته ها و امـیـال نفسانى اش بایستد و با صبر و بردبارى و به كارگیرى عقل و اندیشه , مشكلات زندگى را یكى پس از دیگرى از سر راه خود بردارد و بر هوا و هوس خود غلبه كند ((48)).

اوبـایـد بـدانـد كه همواره در معرض بزهكارى و لغزش به سوى شهوات , قرار دارد و تنها با تقویت ایـمان و رعایت تقوا مى تواند بر اهریمن درون (تمایلات شهوانى و وسوسه هاى شیطانى ) و دشمن برون (عوامل منحرف و دوستان ناباب ) پیروز شود.

اگر جوانى غفلتا مرتكب عمل انحراف و معصیت گردید, باید بلافاصله در پیشگاه خدا توبه كند و تـصـمیم جدى بر ترك گناه بگیرد تارفتار ناشایست به شكل یك خصلت زشت و ناروا در وجود او جایگزین نگردد و به صورت عادت ثانوى در نفسش رسوخ نكند.

او بـایـد بـدانـد كه تواناییهاى لازم را براى اصلاح رفتار خویش دارد و در ضمن قدرت , پذیرش او بیشتر از افراد مسن بوده و از تعصبات بیجا به دوراست .قرآن كریم پس از بیان خطاهایى كه ممكن است انسان مرتكب آنها بشود, توبه را به عنوان راه حل اصلى اصلاح رفتارش پیشنهاد مى كند ((49)).یامبر بزرگ اسلام مى فرماید: توبه از گناه و خطا به این معناست كه فرد, دیگر قصد نداشته باشد كه به سوى آن گناه , باز گردد ((50)).وان نباید خطاى خودرا هرچند هم اندك باشد, كوچك شمرد, تا این كه در او ملكه ((51))گناه پیدا نشود.

از رسـول اكـرمـر نقل گردیده كه فرمود: محبوبتر از هر چیز نزد خداوند, توبه جوانى است كه از گناه پشیمان شود و از پیشگاه او آمرزش بخواهد ((52)).اگر جوان , مطیع خواسته ها و شهوات خود گردید, خود را به هلاكت مى اندازد ((53)).اصـولا نـفس انسان میل به بدى دارد ((54))و جوان , تنها با ایمان و توجه به خدا مى تواند آن را به طرف خوبیها بكشاند.حضرت على (ع ) مى فرماید: نفس خود را به خوبیها وادار كن , زیرا نفس تو, به طرف بدیها متمایل است ((55)).

و آن گـاه مـى فـرماید: آن كس كه جلو خواسته هاى خود را گرفت , حتما به ارزش والاى انسانى دست یافت .جـوان بـا رعـایت خویشتن دارى (تقوا) باید خود را براى زندگى آینده آماده سازد و بداند كه این دوران كوتاه به زودى سپرى خواهد شد و او نیز به گروه بزرگسالان خواهد پیوست و در آینده اى نه چندان دور, عهده دار مسوولیت اجتماعى خواهد شد و تشكیل زندگى خانوادگى خواهد داد.

بـایـد بـدانـد و هوشیار باشد, ((56))

كسانى در پذیرش و انجام مسوولیت اجتماعى و خانوادگى موفق خواهند بود, كه دوران بلوغ و جوانى را به پاكى وسلامتى گذرانیده واز آلودگیهاى جنسى در امـان بـوده بـاشـنـدبـ كسانى كه بتوانند در فرداى زندگى خود حقوق متقابل فرد و اجتماع , خانواده و همسر رارعایت كرده و به سعادت و نیكبختى دست یابند.

فصل دوم .

انحرافات جنسى و راه درمان آن

زمینه ها.

خروج انسان از مرز قوانین طبیعى حاكم بر نظام آفرینش , انحراف نام دارد.غریزه جنسى كه مبدا آفرینش آن را جهت خیر و كمال و بقاى نسل بشر در وجود انسان به ودیعت نهاده است , ممكن است مورد سؤ استفاده وتجاوز قرار گیرد ((57)).زمـیـنـه هـاى انـحراف جنسى در شرایطى كه انسان , رشد مى یابد و پا به مرحله بلوغ مى گذارد, فـراوان بـوده و مـمكن است در دوران زندگى هرجوانى , پیش آید و شهوت جنسى او را تحریك نماید و در نهایت موجبات آلودگى و انحراف وى را فراهم سازد.

تـخـیـلات تـحریك آمیز جنسى و عوامل محرك محیطى به عنوان زمینه هاى انحرافند, اما عامل سـومـى كـه مـوجب دعوت انسان به سوى انحراف جنسى مى گردد, همان وسوسه هاى شیطانى است .

بسم اللّه الرحمن الرحیم .

قل اعوذ برب الناس * ملك الناس * اله الناس * من شر الوسواس الخناس * الذى یوسوس فى صدور الناس * من الجنه والناس ((58)).

زمـانـى كه انسان در شرایط محیطى نامساعد و تحریك آمیز قرار گیرد, خواسته هایى در او ظاهر مى شود.شـیـطـان ایـن خـواسـتـه هـاى نـفـسـانـى را در نظرش زیبا و دلفریب جلوه مى دهد و بگونه اى خناسانه ((59))و مرموز از درون , فرد را به سوى ارتكاب وانجام عمل , وسوسه مى كند.از سوى دیگر, عقل نیز از درون انسان به مقابله برمى خیزد و انجام كار مورد نظر را مجاز نمى داند.

شـیـطـان بـراى انـحراف , از كششها و تمایلات غریزى استفاده كرده و فرد را به ارضاى نامشروع شهوات جنسى فرا مى خواند.

در مـقـابـل , عـقـلا و دانشمندان و پیامبران و هادیان الهى , جهت هدایت انسان به نیروى عقل و گـرایـش فـطرى خیرخواهى در انسان , تكیه كرده و او رابه ارضاى مجاز و منطقى غرایز جنسى دعوت مى كنند.ایـن جـنگ و ستیز, ((60))

یعنى , مقابله عقل و شهوت , ایمان و هواى نفس , نیروى الهى و نیروى شـیـطـانـى , در وجـود انـسان همواره در جریان است وبه خصوص در ابتداى دوران بلوغ , ظهور بیشترى مى یابد و تا آخر عمر ادامه دارد.هر كدام در موقعیتهاى زندگى انسان , غالب شوند, شخصیت فرد به همان سو, میل پیدا مى كند و پرورش مى یابد.

اگـر عـقـل و ایـمان بر او حاكم گردد, هدایت و رستگار و اگر شهوت و شیطان بر او تسلط یابد گمراه و زیانكار خواهد شد.نفس اماره در وجود آدمى ك بر اثر وسوسه هاى شیطان ك سعى دارد كه بر عقل ((61))تسلط یافته و آن را اسـیـر خواسته هاى خود گرداند و انسان رادر مسیرى بكشاند كه ظاهرا گناه و فساد آن , معلوم نیست .از طرفى عقل تلاش دارد كه مهار نفس را به كمك ایمان در دست گرفته و آن را كنترل نماید و در جهت خیر و كمال و سلامت جسم و روان هدایت كند.

بنابر این شخصیت انسان , همیشه در معرض این كشش وكوشش عقل و شهوت , خیر و فساد, پاكى و آلودگى , سلامتى و انحراف , در نوسان است و این جنگ و گریز, همواره ادامه دارد و تنها كسى مـى تواند از این صحنه جنگ و مبارزه درونى , جان سالم بدر برد كه خود را مجهز به سلاح ایمان و تقوا نموده و از ابتداى جوانى به خودسازى و جهاد با نفس بپردازد.باید در نظر داشت كه این كار شدنى است و خداوند متعال ككه یگانه قدرت و محل اتكا و توكل و نـجـات دهنده انسان ضعیف در همه بلاها وگرفتاریهاست ك در اثر دعا و نیایش ((62))

به یارى و كمك انسان آمده و او را در این نبرد دائمى پیروز مى گرداند.مـا در تـاریـخ كم نداریم انسانهاى وارسته اى كه در بزرگترین صحنه هاى نبرد درونى و بیرونى , نـفـسـانـى و اجـتماعى , پیروز و سربلند گشته و در دوران حیات خود با شرف و افتخار زندگى كرده اند.

دیدگاه صحیح .

قـرآن كـریـم داستان ایام جوانى حضرت یوسف (ع ) را بازگو مى كند كه چگونه در دوران حساس بلوغ و جوانى در معرض سخت ترین امتحان وخطرناكترین واقعه تاریخى زمان خود قرار گرفت و با اراده اى قوى و ایمانى راسخ از این آزمون الهى سربلند خارج شده و در قله شرافت و عفاف جاى مى گیرد و شخصیتش براى جوانان به عنوان اسوه و نمونه اى كامل همیشه جاوید باقى مى ماند.

جـوان مومن , با بینش صحیحى كه از اسلام الهام گرفته است , مى داند كه هر واقعه ناگوارى كه در زنـدگـى انـسـان , اتفاق مى افتد كدرصورتى كه خودمسوول پدید آمدن آن نباشدك در حكم آزمـایـش وابـتـلایـى از طـرف خـداوند, تلقى مى شود كه هدف از آن , سازندگى و رشد و كمال انسان است ((63)).

بـا مراجعه به زندگى رهبران و دانشمندان و انسانهاى بزرگ درطول تاریخ , ملاحظه مى شود كه بـیـشـتـر آنـان آگـاهـانـه با دشواریها و حوادث گوناگون زندگى دست و پنجه نرم كرده اند و مـوفقیتشان دربزرگسالى , مرهون صبر و استقامتى است كه در برابر سختیها دردوران كودكى و نوجوانى از خودنشان داده اند.

دیدگاه‌ها درحال حاضر بسته است. اما شما می‌توانید بازخوردی از سایتتان.

دیدگاه‌ها بسته است.

عضو خوراک مطالب شوید مرا در توییتر دنبال کنید!